بیمارستان امام خمینی (ره) آباده
با شهید جانباز«علی اکبر شمشیری» بیشتر آشنا شویم
این بخش از همراه با شهدا به شهید جانباز «علی اکبر شمشیری» از شهدای جانباز هشت سال دفاع مقدس شهرستان آباده اختصاص دارد تا با زندگی و شخصیت این شهید والامقام بیشتر آشنا شویم.

شهید جانباز «علی اکبر شمشیری»
تاریخ تولد: ۱۳۳۵/۳/۱۲
تاریخ شهادت: ۱۳۹۴/۴/۴ مصادف با هشتم رمضان ۱۴۳۶ محل جانبازی: منطقه عملیاتی کربلای ۱۰ فروردین ۱۳۶۶
وی در بهار ۱۳۳۵ هنگامیکه درختان به بار مینشستند در زیر چادری موقت در خانوادهای فقیر از ایل قشقایی، چشم به جهان گشود. و از بدو تولد در معرض گرمای گرم قرار گرفت تا نهال عمرش به بار بنشیند. دوران ابتدائی تحصیلات را پا به پای معلمان درد آشنای عشایری از منزلی به منزلی دیگر و در کشاکش مرارتهای ایلی و درحالیکه با شدت سرما و گرما دست و پنجه نرم میکرد به پایان رسانید. از آنجائیکه در بین ایلات امکان تحصیلات متوسطه وجود نداشته و ندارد پس از یک سال ترک تحصیل پا به شهرستان آباده نهاده و مشغول ادامه تحصیل شد. و در همین دوران بود که از اسلام فطری راه به اسلام عملی یافته و با مدرسه و مسجد و قرآن آشنا گردید و تالمهای فقر و هجرت را با آوای دلنشین دعا و قرآن سودا میکرد. هنوز خورشید در بند تیرگیها بود که موفق به اخذ دیپلم طبیعی گردید و جهت خدمت به محرومین مخصوصاً کودکان شغل مقدس معلمی را انتخاب نموده راهی مرکز تربیت معلم یزد شد.
قسمتی از وصیت نامه شهید جانباز«علی اکبر شمشیری»: خدایا من خودی نمی بینم که بگویم کسی هستم که بگویم ایثار نمودم واز جان گذشتم بلکه می گویم از تو بودم و به سوی تو بازگشتم
شهید جانباز«علیاکبر شمشیری»؛ مردی که جنگ برایش با پایان جبهه تمام نشد.
شهید جانباز «علیاکبر شمشیری» و همسرش، «بیبی شهربانو فرخی» از کودکی همسایه بودند. زندگی مشترکشان در فروردین ۱۳۵۹، با مراسمی ساده و خانهای کوچک آغاز شد.
اما هنوز زندگی مشترکشان شکل نگرفته بود که جنگ شروع شد.
شمشیری از نخستین نیروهای اعزامی شهرستان آباده به جبهه بود و در چهار عملیات حضور یافت؛ و هر چهار بار مجروح برگشت.
در فتحالمبین از ناحیه سینه و دست مجروح شد، در کربلای ۵ دچار موجگرفتگی و اختلال تعادل شد، در والفجر ۸ شیمیایی شد و سرانجام در کربلای ۱۰، بر اثر برخورد با مین، یک پایش از زیر زانو قطع شد.
نکته قابل تأمل، فقط تعداد مجروحیتهای او نیست؛ آنچه بعد از جنگ اتفاق افتاد، بخش دیگری از زندگی اوست.
با حدود ۷۰ درصد جانبازی، تحصیل را رها نکرد و در رشته ادبیات عرب تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد. در کنار آن، در فعالیتهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی شهر نیز حضور داشت.
همسرش، که در نوجوانی ازدواج کرده بود، سالهای سخت زندگی را در کنار او گذراند؛ با چهار فرزند خردسال و امکاناتی بسیار محدود. حتی برای حفظ آبروی همسرش، دشواریهای زندگی را به خانواده خود منتقل نمیکرد و برای تکمیل خانه، طلاهایش را فروخت.
سرانجام عوارض شیمیایی و بیماری، سالها بعد جسم جانباز او را فرسوده کرد و «علیاکبر شمشیری» به شهادت رسید.
داستان شمشیری فقط داستان مردی نیست که در جبهه جانباز شد؛ داستان خانوادهای است که سالها بعد از جنگ، هزینه آن روزها را با صبوری پرداخت.
پایان خبر
نظر دهید